قسمت اولاعجاز عددي از دیدگاه عبدالرزاق نوفلکتاب «الاعجاز العددي للقرآنالكريم»، مهمترین کتاب نوفل در بحث معجزه عددی قرآنکریم است. از آن جایی که این مقاله با تأکید بر بحث اعجاز عددی قرآن کریم است، از اینرو به بررسی بیشتر این موضوع میپردازد. الف. انگیزه نوفل از تدوین کتاب الاعجاز العددیوی درباره انگیزه تالیف این اثر مینویسد: یکی از نشانههای توفیقات خداوند در سال 1959م. هنگامی که در صدد نوشتن کتاب «الاسلام دین و دنیا» (اسلام آئین دنیا و آخرت) بودم، متوجه آیاتی در قرآن کریم شدم که در آنها لفظ «دنیا» به اندازه لفظ «آخرت» تکرار گردیده بود. نیز در سال 1968م. در تحقیقاتم برای کتاب «عالم جن و ملائکه» (جهان فرشتگان و پریان) بار دیگر، مشاهده نمودم که کلمه «شیطان» به اندازه کلمه «ملائکه» تکرار گردیده است. البته من نمیدانستم که این هماهنگی و نظم در کل قرآنکریم است، زیرا در هر موضوعی که تحقیق میکردم، تعجبم افزوده میشد. تعجب در اعداد، ارقام و نظم در کلمات الهی؛ چه موضوعاتی که مثل یکدیگر بودند و یا موضوعاتی که در تضاد و تقابل با یکدیگر قرار داشتند و یا موضوعاتی که با یک دیگر مرتبط بودند، اعجاب آور بود (نوفل، عبد الرزاق، الاعجاز العددی للقرآن الکریم/4). ب. معجزه بودن اعداد در قرآناز نظر نوفل اعداد در قرآن معجزه بود. این اعجاز، فوق قدرت بشری است و بالاترین قدرت را میطلبد و از حیطه قدرت و عقل بشر بسی دور است (همان/4). نوفل ميگويد: «این چیزی که من بدان رسیدهام، نتایج تحقیق و تفحص در چند لغت است، اما در مورد سایر لغات که بالغ بر 51924 کلمه میرسد، چه باید گفت؟! در این موضوع باید تحقيق بیشتر و دقیقتری کرد (همان/ 4). ج. عناوین مورد بررسی نوفلعناوین و مدخلهایی که مورد بررسی نوفل قرار گرفته است متعدد و متنوع میباشد که در کل، فاقد دستهبندی و شیوه خاصی است، ولی واژهها و اصطلاحات را عمدتاً به صورت دو تایی مورد مقایسه قرار داده است؛ مثل: «دنیا ـ آخرت»؛ «شیاطین ـ ملائکه» و «حیات ـ مرگ». در موارد نادر واژهها به صورت سه تایی مورد مقایسه قرار گرفته است؛ مانند: «اصنام، خمر، خنزیر»؛ «علم، معرفت، ایمان» و حتی برخی واژهها را به صورت چهارتایی مطالعه نموده است؛ مانند: «حرث، زراعت، فاکهه، عطا». د. انواع تناسب بین اعداد از نظر نوفلتوجه به این نکته ضروری است که منظور نوفل از اعداد و ارقام در اینگونه پژوهشها، تنها اعداد و ارقامی نیست که قرآن کریم بدان اشاره کرده است؛ چه بسا، اساسا این گونه اعداد، مورد نظر پژوهشگران این شاخه از علوم قرآن (یعنی اعجاز عددی) نباشد، بلکه مراد تعداد کلمات همانند هم، مرتبط با هم و یا نقیض هماند (همان/ 86). کلمات همانند هم مانند: «شجر ـ نبات». کلمات مرتبط با هم مانند: «صلات، نجات»؛ «طهر (پاکی)، خالص»؛ «دوزخ (جهنم)، عقوبت (کیفر)» و کلمات متضاد با هم مانند: «حیات، موت»؛ «سود، زیان (فساد)»؛ «صیف (تابستان)، حر (گرما)»، هریک 5 بار در قرآن تکرار شده است؛ «شتاء (زمستان)، برد (سرما)»، هر یک 5 بار تکرار شده است. نکته دیگر در پژوهش نوفل این است که در شمارش کلمات، گاه عین یک کلمه مورد شمارش و مقایسه قرار میگیرد؛ مانند: «الدنیا» (115 مرتبه)؛ «الآخره» (115) و در مواردی کلمات مشابه و مشتقات هم، مورد شمارش قرار میگیرد؛ مانند: شیطانها (88 مرتبه) و فرشتگان (88 مرتبه)؛ به دین صورت: شیطانها 1. الشیطان (شیطان) 68 مرتبه 2. الشیاطین (شیطانها) 17 مرتبه 3.شیطانا (شیطانی) 2 مرتبه 4. شیاطینهم (شیطانهایشان) 1 مرتبه ــــــــــــــــ جمع: 88 مرتبه فرشتگان 1. الملائکه (فرشتگان) 68 مرتبه 2. ملک (فرشته) 10مرتبه 3.ملائکته (فرشتههای او) 5 مرتبه 4.ملکا (فرشتهای) 3 مرتبه 5.ملکین (دو فرشته) 2 مرتبه ــــــــــــــــ جمع: 88 مرتبه (رک: همان، ص 8 ـ 9) نوفل میگوید: واژه«کفر» با مشتقاتش 25 مرتبه به کار رفته است؛ به این صورت: 1. کفر 17 مرتبه 2. کفرا 8 مرتبه ــــــــــــــ جمع: 25 مرتبه و واژه «ایمان»» با مشتقاتش 25 مرتبه در قرآنکریم آمده است؛ به این صورت: 1. الایمان 17 مرتبه 2. ایمانا 7 مرتبه 3. ایمان 1 مرتبه ــــــــــــــ جمع: 25 مرتبه آنگاه نوفل میگوید: با آن که کلمه (کفر و ایمان) به یک اندازه تکرار شده است، ولی از نظر مشتقات، با هم تفاوتی فاحش دارند. وی معتقد است که کلمه «ایمان» با مشتقاتش 811 مرتبه تکرار گردیده و کلمه «کفر» با مشتقاتش506 مرتبه تکرار گردیده و کلمات مترادف آن که «ضلال» است با مشتقاتش191 مرتبه تکرار گردیده که مجموع این دو (کفر و ضلال) 697 مرتبه میشود که اگر این عدد از 811 کسر گردد 114 باقی میماند که این عدد، تعداد سورههای قرآن کریم است. نوفل نتیجه میگیرد که فرق بین «کفر» و «ایمان» تعداد سورههای قرآن است؛ یعنی «ایمان»، در عمل به قرآن است. نوفل نوع دیگری از اعجاز عددی را این گونه بیان میکند: کلمه «الرحمن» که از نامهای نیک خداوند است 57 مرتبه در قرآن تکرار گردیده؛ مانند: (الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى) (طه/5)؛ اما کلمه «الرحیم» 95 مرتبه تکرار شده؛ مانند: (إِنَّ اللّهَ كَانَ تَوَّاباً رَحِيماً) (نساء/ 16)؛ در صورتی که 1 مرتبه آن صفت برای پیغمبر گرامی اسلام(ص) است: (لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَاعَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ) (توبه/ 128). نتیجه از نظر نوفل این است که کلمه «رحیم» که برای خداوند متعال به کار رفته 114 مرتبه و دو برابر کلمه «رحمن» (57 مرتبه) است. عجیب این که عدد 114 به تعداد سورههای قرآن است (همان/ 109). مثال دیگری از نظم عددی در قرآنکریم از نظر عبدالرزاق نوفل واژه «الفجار» (فاسقان) است که 3 مرتبه در قرآن تکرار شده؛ مانند: (وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ) (انفطار/14)؛ در حالی که واژه «ابرار» (نیکان) که متضاد «فجار» است 9 مرتبه تکرار گردیده است؛ مانند: (كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ) (مطففین/18) و این لفظ سه برابر واژه قبل است (همان/ 109). مثال دیگر از نظر نوفل واژه «العسر(سختی)» است که با مشتقاتش 12 مرتبه تکرار گردیده و تمام لغات به معنای: تنگی، سختی و مشکل آمده است، اما واژه «الیسر» (راحتی و آسانی) که متضاد کلمه قبل است 41 مرتبه تکرار گردیده که 5 مرتبه آن، به معنای قدرت و استطاعت داشتن است که اگر از 41 کسر شود، عدد 36 باقی میماند که سه برابر عدد کلمه «عسر» است. نمونه دیگر، آن که در قرآن از هفت آسمان (سبعه سموات) نام برده شده است (بقره/ 29)؛ (اسراء/ 44)؛ (مؤمنون/ 86)؛ (فصلت/ 12)؛ (طلاق/ 12)؛ (ملک/ 3)؛ (نوح/ 15). و نیز هنگامی که از آفرینش و خلقت آسمان و زمین در 6 روز سخن به میان میآید، کلمات آسمان و زمین را 7 مرتبه تکرار میکند؛ مانند آیات: (اعراف/ 54)؛ (یونس/ 3)؛ (هود/ 7)؛ (فرقان/ 59)؛ (سجده/ 4)؛ (ق/ 38)؛ (حدید/ 4). آنگاه عبدالرزاق نوفل میگوید: کلمه «صف» و مشتقاتش برای هنگامی که مخلوقات در برابر خداوند متعال صف میکشند و حاضر میشوند نیز 7 مرتبه تکرار شده است: (کهف/ 48)؛ (غاشیه/ 15)؛ (صافات/ 1)؛ (نبأ/ 38)؛ (فجر/ 22) ـ دو بار کلمه صف در یک آیه ـ؛ (طور/20). و در جای دیگر خداوند متعال به پیامبر گرامی اسلام(ص) میفرماید: ما به تو «سبع المثانی» را عطا کردیم: وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثَانِي وَالْقرآن الْعَظِيمَ) حجر/ 87). و نیز میفرماید: کسانی که به اندازه دانهای از اموالشان را در راه خدا انفاق کنند، 7 خوشه برداشت میکنند؛ مانند: (مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ) (بقره/261). و نیز قرآن فرموده که برای دوزخ هفت در مهیا گردیده: (لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ) (حجر/44) و اولین سوره قرآن کریم «فاتحه الکتاب»، دارای هفت آیه است و کلمات شهادت به یگانگی خداوند و رسالت پیامبر(ص) هفت کلمه است: «لا اله الا الله محمد رسول الله». هـ. هماهنگی در شمارش حروفاز نظر عبدالرزاق نوفل این هماهنگی و تساوی نه تنها در تعداد کلمات است، بلکه در تعداد حروف هم وجود دارد؛ مثلا مأموران و نگهبانان دوزخ که فرشتگان میباشند، تعدادشان 19 نفر است: عَلَيْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ (مدثر/30)؛ كه نوزده (فرشته) برآن (گماشته) است. نیز (بسم الله الرحمن الرحیم) که سورههای قرآن جز سوره توبه، با آن شروع می شود، دارای 19 حرف است (ب، س، م، ا، ل، ل، هـ، ا، ل، ر، ح، م، ن، ا، ل، ر، ح، ی، م). و نیز کلمه صلات (دعا و نماز) 99 مرتبه در قرآن تکرار شده که به اندازه اسمهای نیک خداوند (همان اسماء حسنی) تکرار گردیده است (همان/ 112). و. موضوع چند برابری در معجزه اعداداز دیدگاه مؤلف، از جمله تناسبها و هماهنگیهای عددی كه در قرآن كریم یافت میشود، موضوع چند برابریهاست. در قرآن، واژههایی وجود دارند كه دو یا چند برابر یكدیگر به كار رفتهاند و تمام آنها از روی ترتیب و قصد بوده است؛ مانند: كلمه «دنیا» و «آخرت» هر كدام 15 بار در قرآن آمدهاند. تساوی واژه «نفع» و «فساد» هر كدام با تمام مشتقاتشان 50 بار ذكر شدهاند. «عقل» با تمام مشتقاتش 49 بار و «نور» نیز با تمام مشتقاتش به همین تعداد آمده است. «لسان» و «موعظه» هر كدام 25 بار و «زكات» و «بركات» هركدام 32 بار، «كافرین» و «نار» هر كدام 153 بار آمدهاند. «رحیم» كه از اسماء حُسنی میباشد، به جز در یك مورد كه صفت رسول اكرم(ص) قرار گرفته است 114بار (به تعداد سورههای قرآن) و «رحمان» نیز از اسمای حُسنی است 57 بار آمدهاند. «فجار» 3 بار و «ابرار» 6 بار آمده است. «یوم» (به صورت مفرد) 365 بار (به تعداد روزهای سال) و به صورت مثنی (یومین) و جمع (ایام)30 بار و كلمه شهر (ماه) 12 بار تکرار شده است (همان/ 19ـ234). ز. نمونههایی از اعجاز عددی از نظر عبدالرزاق نوفل1. شهر(ماه)قرآن کریم میفرماید: (إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَاللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللّهِ) (توبه/36)؛ «در حقيقت، تعداد ماهها نزد خدا [ از ] روزى كه آسمانها و زمين را آفريده، در كتاب الهى، دوازده ماه است كه از آنها چهار [ماه] حرام است». و خداوند کلمه« شهر» (ماه) را 12 مرتبه در قرآن تکرار کرده است؛ یعنی: کلمه «شهر» (ماه) 10 مرتبه کلمه «شهرا» (ماهی) 2 مرتبه 2. یوم (روز)کلمه «یوم» در قرآن 365 بار تکرار گردیده است به این صورت که: الیوم (امروز) 349 مرتبه مانند: (الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ) (مائده/5)؛ یوم (روزی) 16 مرتبه مانند: (وَاتَّقُوْا يَوْمَاً تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللّهِ) (بقره/281) که 365 روز 12 ماه میشود. نیز کلمه «ایام» (روزها) به صورت جمع 23 مرتبه آمده؛ مانند: (وَاذْكُرُوا اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ) (بقره/ 203)؛ و کلمه «ایاما» (روزهایی) 4 مرتبه آمده؛ مانند: (سِيرُوا فِيهَا لَيَالِيَ وَأَيَّاماً آمِنِينَ) (سبأ/18) و به صورت تثنیه «یومین» (دو روز) 3 مرتبه تکرار شده است؛ مانند: (فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلاَ إِثْمَ عَلَيهْ) (بقره/203) که مجموع اینها 30 روز میشود: (30=3+4+23)؛ یعنی یوم (روز) 365 مرتبه به اندازه یک سال و جمع و تثنیه آن 30 مرتبه به اندازه یک ماه به کار رفته و ماه 12 مرتبه، به اندازه یک سال تکرار گردیده است. (همان/ 250ـ251). 3. چشم ظاهر و باطن ـ قلب و دلعبدالرزاق نوفل معتقد است که کلمه «البصیر» (چشم ظاهر) و «البصیره» (چشم باطن) 148 مرتبه در قرآن تکرار شده است و کلمه «قلب» و «فؤاد» (دل) روی هم 148 تکرار شده است (همان/ 19ـ24). 4. نفع و فساد«نفع» همراه با مشتقاتش 50 بار تکرار شده است و لفظ «فساد» (زیان) نیز همراه با مشتقات آن 50 بار تکرار شده است (همان/ 25ـ28). 5. بعث و صراط«بعث» در لغت به معنای زنده شدن مردگان توسط خداوند متعال و برانگیخته شدن انسانها برای حساب در روز قیامت است.«بعث» به این معنا و همراه با مشتقات آن و کلمات مرادف آن 45 بار در قرآن تکرار شده است. نیز «صراط» (راه) با مشتقات آن 45 بار تکرار شده است. البته در «صراط»، مترادفات و کلمات هم معنا مراد نیست. 6.«سیئات» (بدیها) ـ «صالحات» (خوبی)در قرآن کلمه «صالحات» (خوبیها) 180 مرتبه تکرار شده است که 9 مورد آن اسم علم برای حضرت صالح(ع) است. 4 مورد آن مرفوع «صالح» (با ضمه) و 5 مورد آن منصوب «صالحا» و در 4 مورد هم این لفظ به معنای معالجه آمده که اگر این مورد که عدد13 می شود را کم کنیم، کلمه «صالحات» 167 مرتبه تکرار شده است (همان/ 35ـ 36). 7. جحیم (جهنم) ـ عقاب (کیفر)جحیم 26 مرتبه در قرآن آمده، به این صورت: الجحیم (دوزخ) 25 مرتبه جحیما (دوزخی) 1 مرتبه __________ جمع: 26مرتبه کلمه «عقاب» (کیفر) همراه با مشتقاتش نیز 26 بار تکرار شده است؛ به این صورت: العقاب 17 مرتبه عقاب 3 مرتبه عاقبتم 2مرتبه فعاقبوا 1مرتبه عوقبتم 1 مرتبه عاقب 1 مرتبه عوقب 1 مرتبه __________ جمع: 26 مرتبه 8. صوم ـ صبرنوفل میگوید: کلمه «الصوم» (روزه) با مشتقاتش 14 مرتبه در قرآن کریم تکرار شده است. کلمه «صبر» (بردباری) نیز 14 مرتبه در قرآن آمده است. (همان/ 154). 9.عقل ـ نورنوفل مینویسد: واژه «عقل» (دانایی) و مشتقات آن مانند: «تعقلون» و «یعقلون» 49 مرتبه در قرآن آمده است. واژه «نور» و مشتقاتش مانند: (بنورهم، منیرا، نورکم) نیز 49 مرتبه آمده است (همان/ 156). 10. ضیق ـ طمأنینهکلمه «ضیق» (تنگنا) با مشتقاتش مانند: (ضاقت، ضاق و یضیق) 13 مرتبه در قرآن کریم تکرار شده است. همچنین کلمه« طمأنینه» (آرامش) همراه با مشتقاتش مانند: (تطمئن، مطمئن) 13 مرتبه آمده است (همان/ 60). ادامه دارد...
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان ۱۳۹۲ساعت 0:0  توسط رضا كاظمي
|
|