بحث خود را با یک سوال آغاز می کنیم :

آیا خورشید روز را آشکار می کند یا اینکه این روز است که خورشید را آشکار می کند؟

شاید از چنین سوالی تعجب کنید و جواب سوال را روشن و بدیهی قلمداد کنید و بگویید : این واضح است که خورشید روز را به وجود می آورد و آن را اشکار می کند. اما نکته قابل توجهی که اینجا وجود دارد این است که به نظر می رسد در قرآن کریم عکس این حقیقت ذکر شده است. به آیات ابتدایی سوره شمس دقت کنید.

َو الشَّمْسِ وَ ضحُئهَا(1) وَ الْقَمَرِ إِذَا تَلَئهَا(2) وَ النهَّارِ إِذَا جَلَّئها(3) وَ الَّيْلِ إِذَا يَغْشَئهَا(4)

به خورشيد و گسترش نور آن سوگند (1) و به ماه هنگامى كه بعد از آن درآيد (2) و به روز هنگامى كه خورشید را نمایان می سازد(3) و به شب آن هنگام كه زمين را بپوشاند (4)

اما علت اینکه چرا این روز است که خورشید را واضح و نمایان می کند این است که؛

در اولین سفر فضایی فضانوردان در دهه شصت قرن بیستم از مشاهدات فضانوردان این بود که به محض عبور از  لايه باريك جو، خورشيد به صورت قرصی كم‏رنگ در صفحه‏اى بسيار سياه به نظر مى‏آيد. همچنان كه ستارگان به صورت نقاط آبى كم‏رنگ نمايان شده و به سختى قابل مشاهده مى‏باشند. حال آنکه قرص خورشید در محدوده جو زمین و در این کمربند باریک 200کیلومتری خورشید در نهایت وضوح دیده می شود.

بنابراین اگر خارج از جو زمین به خورشید نگاه کنیم خورشید به طور واضح نمایان نیست ولی چنانچه وارد جو زمین شویم می بینیم که رفته رفته خورشید به طور واضح نمایان می شود. بنابراین می توان گفت که لایه باریک روشنایی روز منجر به وضوح خورشید می شود.

به تصاویر  زیر دقت کنید که خورشید در فضای خارج از جو کدرتر به نظر می رسد ولی در فضای جو زمین در نهایت وضوح و روشنی است.

(تصویر شماره 1) ـ در این تصویر خورشید را  خارج از جو زمین مشاهده می کنید که چقدر  کمرنگ به نظر می رسد.                                                        

  تصویر شماره(2)ـ در این تصویر خورشید را در جو زمین مشاهده می کنید که چقدر شفاف و واضح به نظر می رسد

3xnxsyrf0tulh1za0u5.jpg

تصویر شماره(3)؛ مقایسه خورشید در خارج  و داخل جو

خورشید در تصویر شماره(۲) نسبت به تصویر شماره (۱)به گونه ای است که گویا غبار از چهره آن برداشته شده است.

 اولین فضانوردانی  که از جو زمین خارج شدند, متوجه شدند كه تاريكى شديدى اغلب اجزاى كيهان را پوشانده است و لايه روشنى‏بخش روز، كمربند بسيار باريكى است كه ضخامت آن از سطح دريا، تنها دويست كيلومتر مى‏باشد. اين كمربند، نيم‏كُره رو به خورشيد زمين را مى‏پوشاند و با سرعتى معادل ميانگين سرعت چرخش زمين، به دور محور خود در مقابل خورشيد حركت مى‏كند.حال آنکه تصور غالب ما این است که به هنگام روز فضای بین خورشید  و زمین توسط پرتوهای ساطع شده از خورشید,  روشن می شود؛ حال آنکه تنها فضای جو زمین( یعنی در ارتفاع200کیلومتری سطح زمین)است که روشن است و بقیه فضا تاریک است.

"والنهار اذا جلّاها"

النهار همان کمربند روشنایی روز است.

جلّی ؛ از ماده جلو در معانی آشکار کردن, واضح کردن, نمایان ساختن, شفاف کردن و صیقل دادن استعمال می شود.

به عنوان مثال در زبان عربی می گویند: جلا السیف, المرآة و... : یعنی شمشیر را صیقل داد-آینه را برق انداخت و... .

بنابراین "النهار جلّی الشمس" می تواند به معنای شفاف کردن خورشید باشد به این عنوان که همانگونه که شمشیر بعد از صیقل دادن شفافتر می شود؛ خورشید هم در محدوده جو زمین و در کمربند روشنایی روز شفافتر دیده می شود و گویا که روشنایی روز آن را صیقل داده است!

اینجاست که می توان پی به عظمت علمی قرآن برد و  اقرار کرد که آورنده آن کسی جز خداوند علیم نمی تواند باشد.

یک سوال و پاسخ :

حال ممکن است در ذهن عده ای این سوال ایجاد شود که (النهار) اسم زمان است نه اسم مکان بنابراین نمی توان آن را به لایه روشنایی روز که همان لایه جو رو به خورشید جو است(و یک مکان است) تطبیق کرد.

جواب اینکه :

 به نظر می رسد در قرآن کریم واژه های" لیل و نهار" همیشه به عنوان اسم زمان استعمال نشده بلکه گاهی به عنوان مکان استعمال شده است, که در زیر به تعدادی از این آیات اشاره می شود.

1- خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْل ‏(زمر/5)

آسمانها و زمين را بحقّ آفريد شب را بر روز مى‏پيچد و روز را بر شب و خورشيد

اگر انسانى بيرون كره زمين ايستاده باشد و به منظره حركت وضعى زمين به دور خودش و پيدايش شب و روز بر گرد آن نگاه كند، مى‏بيند كه گويى به طور مرتب از يك سو نوار سياه رنگ شب بر روشنايى روز پيچيده مى‏شود و از سوى ديگر نوار سفيد رنگ روز بر سياهى شب، و با توجه به اينكه " يكور" از ماده " تكوير" به معنى پيچيدن است و مخصوصا ارباب لغت پيچيدن عمامه و دستار را به دور سر نمونه‏اى از آن مى‏شمارند، نكته لطيفى كه در اين تعبير قرآنى، نهفته است روشن مى‏شود، هر چند بسيارى از مفسران بر اثر عدم توجه به اين نكته مطالب ديگرى ذكر كرده‏اند كه چندان مناسب با مفهوم " تكوير" نيست، نكته اين است كه زمين كروى است و به دور خود گردش مى‏كند، و بر اثر اين گردش، نوار سياه شب، و نوار سفيد روز، دائما گرد آن مى‏گردند، گويى از يك سو نوار سفيد بر سياه و از سوى ديگر نوار سياه بر سفيد پيچيده مى‏شود.

2- لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغي‏ لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ في‏ فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (40)

نه خورشيد را سزاست كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى مى‏گيرد و هر كدام در مسير فلکی و دایره ای خود شناورند.

فلک به معنای مدار دایره ای شکل است. در کتاب لغت لسان العرب آمده است:

"فَلَكُ كل شي‏ء: مُسْتداره و مُعْظمه و فَلَكُ البحر: مَوْجُه المسْتَدير المترَدّد. و في حديث‏ عبد الله بن مسعود: أَن رجلًا أَتى رجلًا و هو جالس عنده فقال: إني تَرَكْتُ فَرَسَك كأنه يدور في فَلَك‏"

فلک هر چیز به بخش دایره ای آن اطلاق می شود. فلک دریا به همان موجهایی گفته می شود که حالت انحناء و دایره به خود می گیرد. در روایتی نقل شده است که: عبد الله بن مسعود گفته است که مردی, مردی دیگر را ملاقات کرد و به او گفت: اسب تو را رها کردم گویا که داشت در یک مدار دایره ای شکل می چرخید.

بنابراین معنای این بخش آیه که می فرماید: وَ كُلٌّ في‏ فَلَكٍ يَسْبَحُونَ .کل به معنای همه است یعنی خورشید و ماه و شب و روز هر کدام در یک مسیر دایره ای در حال حرکت اند.

این علاوه بر آنکه شب و روز را پدیده هایی مکانی در نظر گرفته که به دور زمین در حال چرخش اند ، خبر می دهد از کرویت زمین و همچنین حرکت چرخشی خورشید پیرامون ستاره وگا ، که در قرن حاضر کشف شده است.

3- يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثاً (اعراف/54)

او است كه شب را همچون پوششى بر روز مى‏افكند و روشنايى روز را با پرده‏هاى ظلمانى شب مى‏پوشاند....

یغشی یعنی می پوشاند و در این آیه لیل (تاریکی) به پرد هایی تشبیه شده است که روز را می پوشاند و آن را در بر میگیرد. اگر از بیرون به  کره زمین نگاه کنیم, شب را مانند پرده ضخیمی می یابیم که زمین را می پوشاند تا زمین به تاریکی فرو رود.

بعد از آن اضافه مى‏كند: " شب با سرعت به دنبال روز در حركت است" همانند طلبكارى كه با سرعت به دنبال بدهكار مى‏دود (يطلبه حثيثا).

4- وَ آيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ (یس/37)

شب نيز براى آنها نشانه‏اى است از عظمت خدا ما روز را از آن بر می کنیم، ناگهان تاريكى آنان را فرا مى‏گيرد!

به راستی که اگر لیل و نهار را در آیات فوق ، زمان تلقی کنیم آیا آیات فوق بی معنا نخواهد شد؟

 

به قلم علی ایمانی نسب مدير وبلاگ  http://eajazquran14.blogfa.com

منابع به كار برده شده توسط ايشان :

سایت زغلول نجار (پیرامون اعجاز علمی قرآن)

لسان العرب

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین ۱۳۹۲ساعت 12:4  توسط رضا كاظمي  |