|
14 ماه رمضان سال67 هجري قمري، مختار بن ابيعبيده از قيامکنندگان پس از شهادت حضرت امامحسين (ع) به شهادت رسيد. به گزارش خبرگزاري قرآني ايران، مختار بن ابي عبيده ثقفي بن مسعود ثقفي در سال اول هجرت متولد شد. پدرش ابو عبيد از اصحاب رسول خدا (ص) بود که در سال سيزدهم هجرت والي عراق شد. مادرش نيز «دومه بنت وهب»، از زنان با شخصيت تاريخ اسلام است. آنگاه که حضرت امام حسين (ع)، مسلم بن عقيل را به نمايندگي خود به کوفه اعزام کردند مسلم به منزل مختار وارد شد و مختار در حمايت از او و بيعت گرفتن از مردم براي او بسيار کوشيد.مختار در جريان شهادت مسلم (ع) در کوفه نبود، پس از شهادت مسلم (ع)، عبيدا... بن زياد تعدادي از آزاد مردان از جمله مختار را دستگير و زنداني کرد تا هنگام ورودحضرت امام حسين (ع) به عراق نتوانند از آن حضرت حمايت کنند. مختار در زندان نامهاي به حجاز براي عبدا... بن عمر داماد خود نوشت و از وي خواست نامهاي به شام براي يزيد بنويسد که او به ابن زياد دستور دهد مختار را از زندان آزاد کند. وقتي نامه فرزند خليفه دوم به شام رسيد، يزيد فوري نامهاي به ابن زياد نوشت که: «به محض آن که نامه مرا خواندي، مختار را رها کن و به او آسيبي نرسان والسلام.» مختار در پي اين نامه از زندان آزاد شد. مختار پس از آزادي از زندان راه حجاز را در پيش گرفت. عبدا... بن زبير، دشمن بنياميه حاکم مکه بود. مختار بعد از حضور کوتاه در مکه و نزد ابن زبير از او جدا شد و به شهر طائف، سرزمين آباء و اجدادي خود رفت و يک سال در آنجا ماند و مشغول تفکر و برنامهريزي شد. بعد از واقعه عاشورا و مسلط شدن ابنزياد بر کوفه طرفداران اهل بيت عليهم السلام قلع و قمع شدند و ابن زياد بر فراز منبر مسجد کوفه به امير مومنان(ع) و اولاد حضرت عليهم السلام اهانت کرد. سکوت همه جا حکمفرما بود که ناگهان فرياد خشم آلود مختار از گوشه مسجد، قلب ابنزياد را لرزاند و مانند شيري که از قفس آزاد شده باشد بر سر فرزند «سميه» فرياد برآورد: «واي بر تو، ابنزياد! آيا به علي(ع) و حسين (ع) اهانت ميکني؟ دهانت بشکند! تو اصلا کيستي؟ تهمتهايي که زدي براي تو و اميرت يزيد است، نه حسين(ع) و خاندان پيامبر (ص)». قيام مختار نشأت گرفته از قيام و نهضت عاشورا بود. او اين حرکت را با نداي «يالثارات الحسين» آغاز کرد اين قيام در حقيقت تحول عظيمي در تاريخ به شمار ميآيد که بعد از واقعه کربلا به وقوع پيوست. وي در ملاقات با سران شيعه کوفه، هدف قيام خود را اين چنين بيان کرد: «من براي اقامه شعار اهل بيت عليهم السلام و زنده کردن سيره آنان و گرفتن انتقام خون شهيدان به سوي شما آمدهام». يزيد در سال 64 (هـ .ق) مرد و همان سال مختار بار ديگر از طائف به مکه رفت. مختار قبل از حرکت به سوي کوفه نزد محمد بن حنفيه آمد و او را در جريان کارش قرار داد و گفت: من تصميم دارم به خونخواهي شما و به پشتيباني شما قيام کنم، نظر شما چيست؟ محمد حنفيه سکوت کرد؛ ولي مختار سکوت را دليل بر رضايت تلقي کرد و با خود گفت: همين سکوت براي من اذن است و با محمد حنفيه خداحافظي کرد و عازم عراق شد. در آغاز سال 65 (هـ.ق) شهر کوفه با ورود مختار رنگ ديگري به خود گرفت. مردم بسيار شاد و اميدوار بودند چون عامل ابن زياد و بنياميه را بيرون کرده بودند. شيعيان کمترين اعتنايي به نمايندگان ابن زبير در کوفه نداشتند و همه دل به اين مرد انقلابي بسته بودند و چشم اميدشان به سوي او بود. وقتي شيعيان از هدف مختار آگاه شدند با وي بيعت کردند که در اين ميان ميتوان به عبدالرحمن شريح و ابراهيم بن مالک اشتر اشاره کرد. شب دوازدهم ربیع اول سال 66، قیام مختار با حرکت گروهی مسلح به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر به سوی خانه مختار آغاز شد. کوفه در حکومت نظامی به سر میبُرد. نظامیان راه را بر ابراهیم و همراهان وی بستند؛ اما آنها فرمانده نظامیان را کشتند و نیروهای تحت فرماندهی وی را فراری دادند. مختار، در همان شب، رسماً فرمان قیام عمومی را صادر کرد و نیروهای وی با شعار «یا لَثارات الحسین» (ای خونخواهانِ حسین) با نیروهای دشمن، درگیر شدند. درگیریها ادامه داشت تا این که در ربیع الثانی سال 66، آخرین سنگرهای دشمن سقوط کرد و شهر کوفه به طور کامل به تصرف هواداران مختار در آمد. مختار، پس از مسلط شدن بر اوضاع، درصدد جستوجوی جنایتکاران کربلا برآمد و بسیاری از آنها را دستگیر کرد و کشت؛ اما فرمانده مستقیم عملیات کربلا، یعنی ابن زیاد، هنوز زنده بود. او با سپاهی که شمار آنها به 80 هزار نفر میرسید، از سوی عبدالملک بن موران، مأموریت داشت که قیام مختار را سرکوب کند. سپاه مختار به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر، در ذیالحجه سال 66، به سوی لشکر ابن زیاد -که به مرزهای شمال غربی عراق نفوذ کرده بودند- حرکت کردند. نبرد سنگینی میان دو لشکر در گرفت و در عاشورای سال 67 قمری، سپاه شام، شکست خورد و ابن زیاد به هلاکت رسید.
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 21:28  توسط رضا كاظمي
|
|